جیک، معلمی است که برای زندگی انسانها بهای خاصی قائل است. داستان از جایی آغاز میشود که ما به همراه او و دانشآموزانش، با قصهی تکاندهندهی یکی از آنها روبهرو میشویم؛ پیرمردی که در این سن و سال، با تشویق جیک، تصمیم گرفته دوباره به زندگی برگردد و تحصیل کند. اما آنچه او به عنوان امتحان آخر سال مینویسد، لرزه بر تن بیننده میاندازد. در حالی که دوربین روی چهرهی تکافتادهی پیرمرد مکث میکند، ما با حقیقتی تلخ مواجه میشویم: او روایت میکند که چگونه در سال ۱۹۶۰، پدر، مادر، خواهر و برادرش را با ضربات پتک به قتل رسانده و خودش را نیمهجان رها کرده است.
در همین روزها، جیک در رستورانی، آخرین اوراق طلاقش را امضا میکند؛ پایانِ یک فصل از زندگی. اما درست در همین لحظه، «اَل»، دوست قدیمیاش، رازی را با او در میان میگذارد که تمام معادلات زندگیاش را تغییر میدهد. اَل که با بیماری سرطان در نزدیکی پایان زندگی است، به «تئوری پروانهای» اعتقاد راسخی دارد؛ این باور که حتی بال زدن یک پروانه در یک گوشهی جهان، میتواند زنجیرهای از اتفاقات را در آینده رقم بزند و مسیر تاریخ را عوض کند. او به جیک میگوید که از راه زیرزمین همین رستوران، میتوان به گذشته بازگشت. مأموریت بزرگ و دشوار این است: بازگشت به سال ۱۹۶۰ برای جلوگیری از ترور «جان اف. کندی». اَل باور دارد اگر کندی ترور نمیشد، بسیاری از زخمهای تلخ تاریخ هرگز ایجاد نمیشدند. او از جیک میخواهد که این مسیر را به جای او طی کند و مدارک لازم را در اختیارش میگذارد.جیک پس از مرگ ال، قدم به گذشته میگذارد. اما دنیای سال ۱۹۶۰ چنان او را در بر میگیرد و چنان درگیرِ پیوندی عاشقانه میشود که کمکم میل به بازگشت به زمان حال را از دست میدهد و حتی تردید میکند که آیا واقعاً باید چیزی را تغییر دهد یا خیر. این مینیسریال هشت قسمتی که توسط وبسایت هولو عرضه شده، اقتباسی است وفادارانه از رمانی به همین نام اثر نویسندهی شهیر آمریکایی، استیون کینگ، که استادِ در هم آمیختن واقعیت با وهم و تخیل است. جی. جی. آبرامز در جایگاه مدیر اجرایی تولید، فضایی معمایی و تاریخی را خلق کرده که در آن جیمز فرانکو، علاوه بر تهیهکنندگی، در نقش اصلی خوش درخشیده است. سریال که پخش آن از فوریه ۲۰۱۶ آغاز شد و تا آوریل همان سال به پایان رسید، تنها یک اثر علمی-تخیلی ساده دربارهی سفر در زمان نیست؛ بلکه واکاوای عمیقی در مفهوم تقدیر و هزینههای گزاف تغییر دادن گذشته است؛ جایی که هر حرکت کوچک در سال ۱۹۶۰، میتواند طوفانی پیشبینیناپذیر در آینده به پا کند.