سه شنبه, 06 آبان 1399 16:19

گفتگو با ویدا جوان از "پژمان" تا "آبادان یازده ۶۰"/ بازیگر نمی‌تواند یک تنه ضامن موفقیت کار شود

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
گفتگو با ویدا جوان از "پژمان" تا "آبادان یازده ۶۰"/ بازیگر نمی‌تواند یک تنه ضامن موفقیت کار شود گفتگو با ویدا جوان از "پژمان" تا "آبادان یازده ۶۰"/ بازیگر نمی‌تواند یک تنه ضامن موفقیت کار شود

سمیرا جعفری / سی و یک نما – گرچه اکران فیلم یازده ۶۰ بهانه ای شد تا از "ویدا جوان" بخواهیم تا در یک گفتگو با ما هم کلام شود، اما دغدغه ی اصلی ما گفتگو با بازیگری جوان و با استعداد بود تا بتوانیم از چالش های این حرفه به خصوص در یک دهه ی اخیر که با فراز و نشیب هایی بیش ازگذشته رو به روست همکلام شویم.

ویدا جوان را شاید بسیاری از مخاطبان تلویزیون بیشتربا سریال "پژمان" و "ماه و پلنگ" به خاطر بیاورند ولی حضور جدی و تاثیرگذارش به خصوص در تئاتر، او را به هنرمندی دغدغه مند در عرصه ی بازیگری بدل کرده است. وی تا امروز که ده سال از آغاز فعالیت اش میگذرد نقش های متفاوتی را تجربه کرده و این را ناشی از علاقه اش به بازی در نقش های سخت و پرچالش می داند.

ویدا جوان به تازگی اجرای نمایش "جیرجیرک نسخه پاراجایف" را به پایان رسانده و فیلم سینمایی آبادان یازده ۶۰ را نیز در اکران دارد. فیلمی در ژانرجنگی به کارگردانی "مهرداد خوشبخت" که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در بین ۵ فیلم برگزیده مردمی بود.

*بازیگرنقشی نه چندان پررنگ و کاملا جدی در یک سریال خانوادگی شما را رساند به همکاری با سروش صحت با نقشی طنز و برون‌گرا که بعد از گذشت این سال ها هنوز در ذهن مخاطب باقی مانده است:

-همیشه فکر میکردم چقدر جالب است که یک بازیگر، نقش های مختلف را تجربه کند. شاید واقعا یکی از ویژگی های انتخابم برای بازیگری هم همین بود. از همان ابتدا تصمیم داشتم نقش های متفاوت و متنوع را در ژانر های مختلف تجربه کنم و قصد داشتم علاوه بر اینکه خودم را به چالش بکشم و تواناییم را بسنجم، تجربه ام را نیز در ژانر های مختلف  بالا ببرم.

جالب است بدانید؛ زمانی که سنم کم بود فکر می کردم بازیگرانی که تنوع نقش بیشتری دارند هنرمندتر هستند. در واقع این یک نگاه غیرحرفه‌ای از نظر کسی است که تجربه ی بازیگری ندارد.

گفتگو با ویدا جوان از پژمان تا آبادان یازده 60 - ویدا جوان در سریال پژمان.jpg

* و چطور از "زمانه" حسن فتحی به "پژمان" سروش صحت رسیدید؟

قبل از ورودم به تلویزیون، در چند اثر سینمایی، نقش های کوتاهی بازی کرده بودم. ولی با حضورم در تلویزیون و سریال " زمانه" شناخته شدم. همزمان و بعد از پخش سریال "زمانه" پیشنهاد های زیادی داشتم که بیش از توقعم ازایفای این نقش کوتاه بود ولی این اتفاق  خوشایند افتاد. در این رابطه با آقای فتحی مشورت کردم و گفتم که همزمان هم پیشنهاد بازی در پروژه های جدی را دارم و هم همکاری با "سروش صحت" در یک سریال کمدی و آقای فتحی معتقد بود که کار کردن با سروش صحت تجربه ی خوبی در کمدی است.بعد از آن هم در سریال پلیسی" آسمان من" و فیلم سینمایی "ملبورن" نقش های کوتاهی داشتم.

*و آن زمان پرکارتر بودید:

- بله. همانطور که اشاره کردم،  پیشنهادهای متعددی داشتم و به واسطه آن  می توانستم نقش های متنوع تری را انتخاب کنم.

*بعد از گذشت نزدیک به یک دهه فعالیت در این عرصه هنوز هم معتقدید بازیگر حرفه ای کسی است که نقشهای متنوع را بازی می کند ؟

- در واقع از جهتی نظرم تغییر کرده است و فکر می کنم که یک بازیگر حرفه ای باید ابعاد مختلفی را در وجوه شخصیتی خودش ایجاد کند و توانایی ها و دانش خود را به گونه ای بالا ببرد تا از پس هر نقشی بربیاید و این فراتر از ژانر است. مقیاس ام هم بازیگرهای بزرگی چون خانم گلاب آدینه,خانم سوسن تسلیمی، آقای نصیریان, آقای سعید پورصمیمی, آقای انتظامی و.. هستند. بازیگرانی که دیده ایم در ژانرهای مختلف  توانایی های والایی دارند.

*کماکان تصمیم دارید همین طور ادامه دهید و همچنان این پارادوکس در نقش هایتان وجود داشته باشد؟

- راستش خیلی دنبال پارادوکس نیستم.همیشه تفاوت مد نظرم بوده است و شاید این دغدغه نشات گرفته از شخصیت تنوع طلب خودم هم باشد. ولی همان اندازه که دنبال تکرار نیستم؛ به دنبال تضاد و پارادوکس بین نقش هایم هم نیستم. بعد از یک دهه کار کردن تجربه ی این را دارم که تشخیص بدهم یک نقش چه امتیاز هایی دارد و بین پیشنهادها سعی میکنم بهترین نقش را انتخاب کنم.

*همانطور که اشاره شد، اوایل پیشنهادها بیشتر بود، در نگاه کلی،  چه چیزی تغییر کرده،  پیشنهاد کم و نامناسب  یا گزیده کاری خودتان؟

- در واقع تلفیقی از همه ی این ها است. من از اول هم گزیده کار بودم و این وسواس را همیشه داشته و دارم و سعی می کنم از بین پیشنهادها، بهترین گزینه را انتخاب کنم. در ضمن معتقد هستم دائم نباید تصویر داشته باشم. به طور مثال امسال تصمیم گرفتم بیشتر تئاتر کار کنم و خیلی سمت تصویر نروم؛ مگر اینکه پیشنهاد خیلی خاصی  باشد. از این شکل تصمیم ها بخصوص در ۵ سال گذشته زیاد گرفته ام. حتی یکسال هم تصویر را کلاً کنار گذاشتم و تئاتر کار کردم ، من، معتقدم استخوان بندی بازیگر در تئاتر شکل می گیرد . ولی  نسبت به کارهایی که ساخته می شود و با توجه به اینکه سعی کردم همیشه توانایی هایم را ثابت کنم و بازخورد خوبی هم از مخاطب بگیرم؛ پیشنهاد های  خیلی جالبی نداشتم. به همین دلیل گزینه های خیلی کمی برای انتخاب وجود داشت.

*این بازخوردهایی که درباره شان صحبت کردید بیشتر به سمت نقش های طنز بوده یا جدی؟

- هر دو. برای خودم هم جالب و خیلی خوشایند است. مخصوصاً در تئاتر که بازخوردها به شکل زنده و رودررو است. چون تماشاچی نفس به نفس با من همراه است و همان جا نظرش را منتقل می کند.

*فکر میکنید توانایی بازیگر چند درصد به حضور والبته ماندگاری اش در این عرصه کمک می کند؟

- یک مسئله ای که خصوصاً برای بازیگر زن در ایران وجود دارد، بالا رفتن سن است. در واقع ممکن است یک بازیگر یک تا دو دهه نهایتاً فرصت داشته باشد نقش های خوبی را تجربه کند و با کارگردان های خوب همکاری کند. البته استثنا هم وجود دارد وممکن است بعد از آن هم پیش بیاید، ولی من معتقد هستم در این یکی دو دهه خیلی فضای کار برای پیشرفت وجود دارد.

*و عوامل دیگر؟

- جالب است! بعضی ازهمکاران میگویند که بازیگر باید توی چشم باشد. جلوی چشم بودن به این معنی که در جشن ها و مراسم های سینمایی و اکران های مختلف در رسانه ها و فضای مجازی حضور داشته باشد .

*و خب به نظر میرسد شما در این زمینه حضور کمرنگی دارید! چقدر این اتفاق خودخواسته است؟

- بخشی از آن خودخواسته است ولی قسمتی خیر. شاید از آن جایی که به کارم بسیارحرفه ای و به چشم شغل نگاه می کنم، چندان روابط خانوادگی و معاشرت شخصی با همکارانم ندارم. این جدا بودن شغل از زندگی خانوادگی و شخصی، خودخواسته و بخشی از تربیت خانوادگی من بوده. شاید این مسئله خودش یک سد و دیواری بین من و حرفه ام ایجاد می کند.

گفتگو با ویدا جوان از پژمان تا آبادان یازده 60 - ویدا جوان در سریال آبادان یازده 60 (1).jpg

* آغاز فراگیری  بازیگری تان در کلاس های استاد سمندریان بود و این چقدر نسبت به نمایش و تئاتر دغدغه مندتان کرد؟ اینکه اولویت تان تئاتر باشد؟

- زمانی که به بازیگری خیلی جدی فکر کردم بود که در کلاسهای استاد سمندریان شرکت کردم. همان زمان استاد را در سن هشتاد سالگی می دیدم که بسیار دغدغه ی فرهنگ، ادبیات، هنر و نمایش را داشتند. این تلنگری بود برای من که بدانم این حرفه تا چه اندازه جدی است تا جایی که یک فرد می تواند تمام زندگیش را به پای آن بگذارد و برای زنده نگه داشتن آن حرفه تا آخر عمر تلاش کند. اینکه استاد از بیماری رنج می بردند ولی باز هم در کلاس ها حاضر می شدند و تدریس می کردند، تلنگر محکم تری به من می زد. متوجه شدم بازیگری و نمایش و سینما جدی تر از آن است که به شکل تفریح و سرگرمی به آن نگاه کرد. هدف اول من یاد گرفتن و فهمیدن این حرفه و کشف بازیگری بود و هیچگاه به ستاره شدن و شهرت کاذب و کسب درآمد آنچنانی در این عرصه فکر نکردم و همین باعث شد که من خیلی جدی؛ دغدغه مند و حرفه ای به بازیگری نگاه کنم. سر کلاس هایمان دوستانی بودند که فقط میخواستند با این حرفه آشنا شده و یک شبه ستاره شوند. به نظرم این افراد اگر هم به جایی برسند، از آن جایی که به دنبال تحصیل رشته و فهم و درک این عرصه نیستند، بعید می دانم موفق باشند. اما من این تفاوت را داشتم که بسیار جدی به این مقوله نگاه میکردم و هنوز هم در تلاشم که در فهم و دانش بازیگری، چه روی صحنه و چه در تصویر به جایگاهی که دلم میخواهد برسم.

*چقدر در تئاتر گزیده کار هستید؟ چون نمایش های خوبی در کارنامه دارید

- من اصولاً در هر دو مدیوم تصویر(تلویزیون و سینما) و تئاتر گزیده کار هستم. چون برای نقش هایم خیلی انرژی میگذارم و در ابتدا هم گفتم که به‌همین دلیل سعی می کنم در کارهایی حضور داشته باشم که نهایتا برای مخاطب جذاب و تاثیر گذار باشد. ولی در تئاتر نسبت به تصویر پیشنهادهای بهتری دارم. چون معتقدم صحنه در واقع نمایانگر توان بازیگر است و کارگردان‌های خوب و حرفه ای تئاتر می‌دانند این کار شوخی بردار نیست و صرفاً با آوردن یک چهره و یک ستاره روی صحنه مخاطب آن لذت تام را از نمایش نمی برد. تماشاچی زمانی از نمایش لذت می برد که بازیگر با تمام وجودش نقش را بازی کند و تماشاچی بتواند شخصیت و فضایی که در آن قرار گرفته است را باور کند و تا الان سعی کردم بهترین‌ها را در این شرایط انتخاب کنم.

*البته تعداد نمایش بد خیلی خیلی کمتر از کارهای تصویری بد است. چرا؟

به این دلیل که در تئاتر خیلی بحث مالی و پول جریان ندارد و از طرفی به اندازه تلویزیون و سینما شهرتی برای بازیگر و دیگر عوامل به همراه نمی آورد. به همین دلیل کسانی که در تئاتر فعالیت می کنند از نویسنده، کارگردان، بازیگر و عوامل پشت صحنه، بیشتر از هر چیز دغدغه ی هنری و فرهنگی دارند و میخواهند کار خوب ارائه دهند. کما اینکه تماشاچی های تئاتر هم خاص هستند. شاید می توان گفت؛ درصدی زیادی از آنها دانش و سواد شان بیشتر از تماشاچی عام است و با نگاه انتقادی نمایش را تماشا می‌کند و هر کاری رضایتمندی آنها را دربرندارد.

*چقدر معیار انتخاب نقش هایتان در تئاتر و تصویر متفاوت است؟

در تئاتر هم معیار انتخاب نقش هایم به مانند کار تصویر، به چالش کشیده شدنم و سخت بودن و البته تاثیرگذاری نقش است. یعنی نقشی باشد که هم نمودار جالبی داشته باشد و هم حرفی برای گفتن. در واقع شاید دری را برای تماشاگر باز کند و یا نماینده ی قشری از جامعه باشد که تا به حال به آن پرداخته نشده است و ... قطعا چنین نقش هایی برایم ارزشمند است.

*و انتخاب هایتان نشان داده که کوتاه و بلند بودن نقش برای تان مهم نیست...

- نمی توانم بگویم کمیت اصلا برایم مهم نیست اما به خودم ثابت کرده ام کیفیت نقش حرف اول را در انتخابم می زند. ممکن است در تئاتری فقط سه دقیقه حضور داشته باشم ولی بدانم آن سه دقیقه تاثیر زیادی دارد. کما اینکه در تئاتر "زیبایی گاهی زن است " سهراب حسینی این تجربه را داشتم و این ریسک را برای اولین بار پذیرفتم که فقط در پایان نمایش حاضر شوم وجالب اینکه بازخورد خیلی خوبی هم تا به امروز گرفتم.

*از نمایش "جان گز" هم برایمان بگویید. کاری کاملا متفاوت از بازی که آن سال ها در تلویزیون و نقش متفاوت در سریال پژمان داشتید

-جان گز یک تئاتر با چند اپیزود داستانی متفاوت نوشته هاله مشتاقی نیا و کارگردانی نیما دهقان و با موضوع دفاع مقدس بود که سال ۹۴ در سالن سرو اجرا شد و بازیگرانش ناهید مسلمی، حسین مسافر آستانه، فرزین صابونی،هومن کیایی ، علیرضا آرا، رویا میرعلمی و ... بودند

در "جان گز" من دو نقش متفاوت داشتم. نقش اول, کاراکتر یک عروس بود و نقش دوم خبرنگاری که برای مصاحبه به خانه شهیدی می رود که بعد از دو دهه و خورده ای خبر شهادتش را به مادرش (ناهید مسلمی) داده اند. در کل اکثرتئاترهایی که بازی کرده ام را دوست دارم و جان گز هم جزو همین تئاترها بود.تئاتری بود که در ذهن من ماند و ماندگار شد؛ چه خاطرات بد آن و چه خاطرات خوبش .جان گز دومین نمایش من با اجرای عمومی بود ولی هنوز استرس تازه کار بودن در من وجود داشت، خصوصا شروع اجراها که با اجرا در جشنواره دفاع مقدس هم زمان بود. زمستان بود و برف می آمد و من تا شروع نقشم در محوطه سالن تمرین می کردم، یاد می آید "هومن کیایی" هم همینطور بود.

گفتگو با ویدا جوان از پژمان تا آبادان یازده 60- ویدا جوان در نمایش جان گز.jpg

*چطور شد که در دومین کار، پیشنهاد بازی در دو نقش را داشتید؟

ابتدا پیشنهاد نقش عروس را به من دادند ولی بعد از اینکه سر تمرین رفتیم آقای "نیما دهقان" تصمیم گرفتند نقش دیگری هم بازی کنم. دختری که پدرش یک جانباز است و در روز عروسی اش در آرایشگاه بحثی درباره ی جنگ و کسایی که رفتند و ماندند ؛ بین آرایشگرها پیش می آید. دختر به یاد پدرش می افتد که چه رنج هایی تحمل کرده و حالا راننده تاکسی ست....

*پس برای شما ماندگارترین کار در تئاتر جان گز است که هاله مشتاقی نیا نوشته و نیما دهقان کارگردانی کرده است؟

- نه، این سوال شما در خودش جواب دارد. من از صفت تفضیلی استفاده نمی کنم، می توانم بگویم همه کارهایم در ذهنم وجود دارند، بعضی بسیار پررنگ و بعضی سوسو میزنند. برای مثال اولین حضورم در تئاتر و نقش حوری در نمایش "مضحکه ای شبیه قتل" به کارگردانی آقای حسین کیانی را خیلی دوست داشتم. آقای کیانی این نقش را برای من نوشته بودند و خیلی برای من دلنشین بود. خصوصا اینکه اولین تجربه ی تئاترم با اجرای عمومی در حدود ۱۱۰ اجرا بود، تجربه ای شیرین و دوست داشتنی و همینطور نمایش "خاطرات هنرپیشه نقش دوم" نوشته "بهرام بیضایی" در نقش بلقیس که آن کار را هم دوست داشتم.

*و "جیرجیرک نسخه پاراجایف" که به تازگی اجرای آن تمام شده است. این نمایش در چه جایگاهی برای شما دارد؟

- از سال گذشته دغدغه ی اجرای مونولوگ داشتم. و قرار بود اجرای مونولوگ با آرش سنجابی در ترکیه و چند کشور دیگر داشته باشیم که شرایط کرونا پیش آمد و به دلیل بسته شدن مرزها از اجرا در ترکیه بازماندیم و در ادامه به پیشنهاد آقای سنجابی به تئاتر (جیرجیرک) پیوستم. از بین چند اپیزود پیشنهادی 3 اپیزود را انتخاب کردم که تجربه ی خیلی خوبی برای من بود. همکاری با تعداد زیادی بازیگر در سنین و تجارب مختلف توامان برایم بسیاز لذت بخش بود ضمن اینکه در طول تمرین و اجرا فضایی دوستانه و صمیمی داشتیم. متاسفانه به دلیل شرایط کرونا و فرارسیدن ماه محرم اجراها عقیم ماند و حق مطلب ادا نشد. ولی در قیاس با شرایط ، تعداد تماشاچی در همین مدت هم قابل توجه بود.

*از آبادان یازده 60 و انتخاب نقش نرگس بگویید. چه شد برای نقش این چنینی انتخاب شد، نقشی اینبار کاملا جدی:

-البته قبلا هم نقش کاملا جدی در سریال "ماه و پلنگ" داشتم.

*و البته به نظرم سریال "ماه و پلنگ" کار ضعیفی بود...

-از نظر ساختار فیلم منظورتان است؟

*بله به نظر خیلی کار ضعیفی بود.

-من شخصا فیلمنامه را دوست داشتم و اتفاقا مخاطب خود را هم داشت. ولی قبول دارم که میشد اتفاق بهتری باشد.اگر بدانید چقدر برای آن نقش زحمت کشیدم و اذیت شدم و چه چیزهایی را در زندگی ام از دست دادم ، به من حق می دهید که این کار را یکی از مهمترین نقش هایی که تا امروز بازی کرده ام به حساب آورم .خاطرم است برای برخی از سکانس های نقشم در ماه و پلنگ، به پیشنهاد کارگردان و فیلمبردار جای بدل کار بازی کردم و چند طبقه سقوط کردم که موجب شد آسیب جدی ببینم و البته این اتفاق هرگز رسانه ای نشد.

گفتگو با ویدا جوان از پژمان تا آبادان یازده 60 - ویدا جوان در سریال آبادان یازده 60 (2).jpg

*برگردیم به آبادان یازده۶۰ و انتخاب نقش نرگس...

-آقای خوشبخت قبلاً از من بازی دیده بودند و زمانی که با من تماس گرفتند برای دو نقش مختلف گپ و گفت داشتیم و در نهایت من نقش نرگس را بازی کردم که اتفاقات و به طبع آن، خود کاراکتر دچار فراز و نشیب می شد و حضور و پایان موثری داشت .

*نقش نرگس در پروسه ی ساخت دچار تغییر یا حذف شد؟

- در واقع در زمان فیلمبرداری سکانس های زیادی  گرفتیم که قسمتی از آن در تدوین جشنواره بیرون ماند.

*شاید به همین دلیل است که مخاطب احساس می کند، نرگسی که در ابتدای حضورش زنی منفعل و ترسو بود؛ چطور چنین پایانی را رقم می زند؟

-اتفاقا نرگس منفعل نبود. یک زن منفعل که وسط جنگ از تهران تا جنوب را برای دیدن نامزدش طی نمی کند . در آغاز او ساده و چشم و گوش بسته و در آرامش بزرگ شده و شخصیتی سنتی بود که در ادامه تغییر یافت و بی پروا به دل آتش زد. این دختر یک نمونه از افراد بی گناهی است که بی خبر زندگی روزمره می گذراندند و اسم جنگ هم برایشان غریب بود و یکباره با جنگ مواجه و درگیرآن میشوند. نرگس در واقع نمادی از این دسته آدم ها در دوران جنگ بود.

*از بازخوردهای مخاطب بعد از اکران فیلم در جشنواره بگویید. با توجه به اینکه فیلم آبادان یازده ۶۰ جزو پنج رای آراء مردمی بود .

- بازخوردها خیلی خوب بود و مردم با فیلم ارتباط خوبی برقرار کرده بودند و با این که این فیلم در ژانر سینمای جنگ بود ولی همه ی شخصیت ها برگرفته از مردم عادی بودند . در فیلم نه خاکریزی می بینیم و نه سربازی و نه حتی یک عراقی .

واقعیتی از دل زندگی مردم و چیزی که بر اساس مستندات به تصویر کشیده شد ودر نهایت هم اون پایان غیر قابل پیش بینی ...که برای مخاطب جذاب و تاثیرگذاربود.

*الان که کار را می بینید دوست داشتید همین نقش را بازی کنید یا نقش دختر آبادانی را؟

- من هر نقشی بازی می کنم را دوست دارم و سعی می کنم تا جایی که کارگردان این اجازه را بدهد به آن پروبال دهم. ولی نرگس به نظرم از همان ابتدا متفاوت بود. البته نقش مریم (دختر آبادانی) را هم خیلی دوست داشتم. اما  چالش کارآکتر مریم برای من لهجه اش بود، و  نمودار شخصیتی نرگس هم جذابیت خاص خودش را داشت و رسیدن از یک ضعف به یک قدرت و در نهایت از جان گذشتن...شخصیت را زیبا کرده بود. به همین دلیل خیلی دوستش داشتم وقطعاً اگر به آن زمان برگردم دوباره این نقش را بازی می کنم.

گفتگو با ویدا جوان از پژمان تا آبادان یازده 60.jpg

*با توجه به این حضور موفق ترجیح شما در ادامه بازیگری سینما است ؟

- فضای سینما را که خیلی دوست دارم، اتفاقا با روحیه ام سازگارتر است ولی داستان و نقش و تیم که خوب باشند مدیوم چندان تاثیرگذار نیست.

*حاضر هستید برای رسیدن به نقشی که خیلی برایتان مهم است و یا کارگردان خاصی دارد از دستمزد تان بگذرید؟

-بله. به نظرم بودن در یک سری کارها حکم تحصیل را دارد. شما حاضرهستید با جان و دل سرکار آن شخص حاضر باشید و چیزی یاد بگیرید .

*و چه کارگردان هایی حضور در کارشان برایتان کلاس بازیگری است؟

-اجازه بدهید نام نبرم ولی چه در عرصه نمایش و چه در سینما هستند افرادی که آنقدر ارزشمندند که برای همکاری با آن ها بحث عدد و رقم، دیگر معنا ندارد.

عکس ها: زهرا اروجلو/ اختصاصی سی و یک نما

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید